اولی : سلام
دومی : فیس بوکم تعطیله.نمیدونم چرا دیگه فیلترشکن هام کار نمیکنن. از اینترنت دایال آپ متنفرم.
سومی : نمره ی تافل اصفهان اومد. یه ششصد و سی چرب. خوشحالم.(آیکون انگشت وسط به اون دختره ی بغل دستی در تافل کیش)
چهارمی : پدربزرگ جمعه مرد. وقتی مرد همه ی بچه هاش کنارش نشسته بودند و داشتند براش قرآن میخوندند. پدربزرگ در آرامش مرد. صد و خورده ای سال عمر قشنگ و یه مرگ آروم.خدا به هممون عمر و مرگ پدر بزرگ رو بده.پدر بزرگ خوشبخت مرد.
پنجمی :فردا اولین جلسه دانشگاهمه. اولین جلسه از فوق لیسانس کذایی. من پریا جاویدان هستم و جلسه اول رو غیبت می کنم.
شیشمی : شادی خیلی خوب می نویسه. خیلی خیلی خوب.دیروز کلی نوشته هاشو مزمزه کردم.شادی همین بغله"بادبادک دم بریده"
هفتمی: دارم هی چاقالوتر میشم. می فهمم که باید خودم رو لاغر کنم ولی از چاقی ام ناراحت نیستم.حتی از اضافه وزنم لذت می برم.تک تک سلول هام خوشبخت اند.
هشتمی : اول مهر بوی سیب زرد می داد.من دلم برای بچه گی هام تنگ نشده ولی. فردای خودم رو از دیروزم بیشتر دوست دارم. من رو به رشدم.
نهمی : عنوان نوشته ام دروغ نیست. امشب میخوام مست بشم. پدرام لطفا اون بطری رو امروز به من برسون که بدقول نشم.
دهمی : بد نوشتن از ننوشتن بهتر است
