November 20، 2008
قال قائدنا امام حسن علیه السلام: آخرش فدات می شم،امّا نه حالا حالاها
.
.
.
.
پ.ن:حدیث منصوب به امام حسن شماعی زاده می باشد
خشش...از پریا به خدا. خشششششششش.... خششش.. خدا به گوشم...سلام خدا.تمام ...خششش...علیک بنده.تمام....خدا می شه لطف کنی یه شیر حلال خورده اش رو برا ما برسونی؟تمام....خششششششش ...خششششششش.خششش.ششش. خدا؟...خدا؟ خشش...خدا جواب بده.......خششش.....خشششششششش.........خش:ارتباط با خدای مورد نظر مقدور نمی باشد.لطفا بعداً شماره گیری فرمایید...بیب.بیب.بیب.بیب....
November 18، 2008
November 15، 2008
این روزا نسکافه گلد منو به ارگاسم فلسفی می رسونه.البته اگه پشت بندش یه تیکه براوونی هم باشه دیگه فبها.بقیه ارگاسم ها هم ردیف می شن
November 13، 2008
November 11، 2008
November 10، 2008
November 09، 2008
November 08، 2008
ببین عزیز جان.می دونم از رو محبته.ولی انصافا وقتی منو صدا می کنی " پری" دقیقا انگار یکی که اسمش صمد باشه رو صدا کنی "مد"*
.
.
* Mad
November 05، 2008
همین الان پاشو برو جلو آینه واستا.زل بزن تو چشمات.دل سیر نگاهشون کن.من .الان.اینجا.پشت میز .دلم واسه همین کار لک زده.
همین الان یه لحظه ساعتو نیگا کردم.سه و سی و سه دی قه.از صب زنگ نزدی.مردی دیگه.لابد سرت شلوغ بوده.ور ایرادگیر ذهنمو خفه می کنم.الانه که بپرسه :خب مگه سر تو شلوغ نبوده؟
فامیلم رو پاک کردم.نمی دونم چرا فک کردم تخم نوشتن تحت اسم کاملم رو ندارم.لااقل الان ندارم.شاید بعدن دوباره با اسم و فامیل کاملم بنویسم.گیرم نه اینکه پریا خیلی هم اسم فت و فراوونیه.بالاخره یکی از اون دو سه تا پریاهایی که می شناسی منم دیگه.همین جوری به عنوان یه دختر انقد تابلو هستم و انقد تابلو می نویسم که اکثر کسایی که منو می شناسن وبلاگم رو هم بشناسن.به هر حال فامیلم رو پاک کردم
توی این روزا وقتی تو سرما دارم میرم شرکت یا وقتی دارم بر می گردم خونه،یهو یادم میاد که چقدر حالم خوبه،چقدر خوشبختم.اونوقت وقتی تو تنم یه حس گرمی می پیچیه یهو دلم می خواد بگم:خدایا شکرت.انقد حال می ده
مهم ترین مسئله اینه که ما فکر می کنیم که امریکا در سمت چپ ما قرار داره و لی حقیقت اینه که اون سالهاست ما رو دور زده و در راست ترین منطقه نسبت به ماست..نتیجتاً ما دقیقا در سمت چپ و یا به عبارتی به چپ امریکا هستیم
November 02، 2008
اشتراک در:
پیامها (Atom)
